خرید بک لینک
انگار دنیا هم نمی خنده وقتی نمی خندی به روی من وقتی نگاهم رو نمی بینه اون چشم های آبی روشن ای کاش دنیا رفتنی می شد هنگام رفتن پا به پای تو ای آشنا به گریه های من دنیا فدای خنده های تو گفتی: "به جون تو که می مونم تا آخرین روزی که برگردی" رفتیّ و قلب سادۀ من رو با رسم دنیا آشنا کردی حال بدی دارم بدون تو پژمرده ام دلگیر دلگیرم این روزها از روی دلتنگی روزی هزاران بار می میرم

برچسب: نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:28

مباش رند و به رندی مکن دغا و دغل

که در ضمیر خودآگاه این جهان به مثل

به رغم شهرت حافظ دوبیتی از سعدی

نوشته اند به سر درب سازمان ملل

برچسب: نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:28

میرزا علی اکبر شهربابکی متخلص به بسمل یکی از شاعران خوش قریحۀ دوران قاجار بوده که از رجال دولتی آن دوران نیز به شمار می رفته. اما متاسفانه در هیچ یک از منابع ادبی و تاریخی نام و نشانی از این شاعر برده نشده. چندی پیش شروع به تصحیح نسخ خطی دیوان اشعار بسمل شیرازی نمودم ولی در اثنای کار به شواهدی برخورد کردم حاکی از اینکه این دواوین متعلق به شخص دیگری است و شناسنامه نویسان کتابخانه ملی ملک در نامگذاری این دواوین دچار اشتباه شده اند. بدین روی تحقیق گسترده ای به منظور شناسایی این شاعر گمنام آغاز شد. اما در هیچ منبعی نامی از این شاعر ملاحظه نگردید تا اینکه پ

برچسب: نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:28

شد دهر به کام جغد و خفّاش در تیرگی وظلام، چندی برشد به مقام ارجمندی هر آدم سفله و چرندی ای دزد فریبکار نامرد تا چند پلید و پست و رندی؟ تا فرق سرت به پارگینی تا خرخره غرق بول و گندی زهری تو به جام زیردستان بر کام سران خویش قندی یک گوشۀ مملکت گرفتی با رشوه و رانت و قاپ بندی ای خودسر خود فروش مکار بشنو ز جناب بنده پندی مپسند برای دیگران نیز آن را که به خود نمی پسندی تا کی به سرت هوای طغیان تا کی به غرور و خودپسندی سرمست مقام و پست و جاهی غرق ولعیّ و آزمندی آن را که گرفت پرّ وبالت امروز دگر نمی پسندی روزی به امامزاده داوود امروز به لندن و هلندی با بیل و گلنگ بیش

برچسب: نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:28

قوچی اندر دکان طبّاخی طعنه زد بر الاغ بی شاخی مگر از تخم شیر زاده شدی؟ که جسور و شجاع و گستاخی! با چنین ادّعا اگر روزی چرخ گردون تو را دهد شاخی خشتک دهر پاره پاره کنی هر طرف رخنه ای و سوراخی مرد قصّاب شاخ قوچ گرفت تا که او را بَرَد به سلّاخی خر جوابی نداد و ساکت ماند بودش امّا به شست، بیلاخی

برچسب: نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:27

مجاهدان غیور ای سپاهیان خدا دلاوران بلاجوی دشت کرب و بلا کبوتران رها، رهروان وادی عشق خوشا به جذبه عشق و خوشا به حال شما به جز نشان خدا نیست زیب و زیورتان چه زینتی است درخشان تر از نشان خدا؟ ؟ و انتم امنعَهم فی ذِمار و الاَیمان چنین کنند بزرگان دُیون خویش ادا خوشا که لحظه میقات عاشقانه رسید کنون به حکم جهاد از امیر کلّ قوا بسوز دوده داعش به داغ آتش قهر بده جماعت تکفیریان به باد فنا به روز روشن اعدا چو شام رستاخیز به پا کنید به هر حمله محشری برپا اگر گه دشمنت آتش شود تو آتش خوار وگر بلا شود آری تو در شکار بلا و ان یحارب الاعداء تنهضوا بجهاد و

برچسب: شعر مدافعان حرم,شعر مدافعان حرم زینب,شعر مدافعان حرم کربلا,شعر مدافعان حرم سامرا,شعر مدافعان حرم امام حسین,شعر مدافع حرم,اشعار مدافعان حرم,شعر برای مدافعان حرم,متن شعر مدافعان حرم,شعر در مورد مدافعان حرم, نویسنده: زهرا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 5:27

صفحه بندی